۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه

گوجه فرنگی های سبز

گوجه فرنگی های سبز
گوجه فرنگی ،نوعی از سبزیجات که رسیده اش سرخ رنگ است اما گوجه فرنگی سبز آن زمانی است که درونش سرخ است و بیرونش سبز و اینجاست که ضرب المثل از کوزه همان برون ترواد که در اوست رنگ می بازد و رخ تیره می نماید. باز هم این گوجه فرنگی های سبز می تواند نماد جوان های نسل قرن حاضر باشد که اندک اندک از درون پخته می شوند و تجربه می اندوزند تا یک رنگ و سراسر سرخ گردند و پخته و رسیده . آن زمان می توان گفت تجربه دارند و دانش اندوخته اند . گوجه فرنگی های سبز رمانی ایست که حکایت احساسا ت و دغدغه های فکری نسل جوان را باز گو می کند . بعد از مدتهای بسیار که دیگر به خودم قول داده بودم داستان یا رمان نخوانم ، تعطیلات چند روزه مرا وا داشت تا باز هم برای سرگرمی هم که شده کتاب بخوانم و کتاب هم از نوع داستانی باشد، آنچه بسیار دوست دارم . خلاصه رمان سراسر هیاهو و فکر و اندیشه است . داستان دختری به نام آیدا و پسری به نام کاوه و خیلی های دیگر مثل مادرها و پدرهایشان ، مژده و پژمان و یحیی ... یحیی آن فردی که آسمان تا زمین با دیگران متفاوت است با هوش و درایت تمام و کمال . اما آنچه لذت داستان را دو چندان کرده ، زمان این حوادث است که نزدیک به دوره ی خودمان است . با مصیبت ها و گرفتاریهایی که بین ما و قهرمانان داستان مشترکند . آنچه ما در دنیای واقعیت با آن مواجهیم آنها نیز در لا به لای برگهای کتاب مواجهه اند . نسل جوان امروز بیشتر از آنکه در دنیای واقعیت با حوادث واقعی سر کنند به دنیا ی خیال ها و رویاهای ساختگی شان پناه می برند . برخوردهایشان را تجزیه و تحلیل های پیچیده می کنند و در درون شان قضاوت می نمایند که این – گاه – مشکل آفرین خواهد شد برای خودشان و دیگران ، صد البته در این مواقع گفتگو و درد دل راه خوبی برای برون رفت از مسئله است . دنیای سو تفاهمات بر روابط نسل حاضر سایه افکنده است که باید خورشید حقیقت را پس ابر نگذاشت و رو در رو با واقعیت ها زندگی کرد . نکته های ظریفی که در جای جای کتاب و در دل رویداد هایش نهفته است خالی از لطف و تازگی نمی تواند باشد و ذهن مشتاق خواننده را به دنبال خود در فرازو نشیب داستان به پیش می برد:
" – همیشه فکر می کردم اعتماد به نفس یعنی از خود راضی بودن ، یعنی مدام از خود تعریف کردن و مهر تایید به خود زدن ... اما حالا فکر می کنم اعتماد به نفس واقعی چیزی است که در یحیی وجود دارد ... یعنی شجاع بودن هنگام گفتن حقیقت ... یعنی تعیین تکلیف ... آن هم صریح و واضح ... یحیی راست می گوید . این پیچ و خم هایی که به زندگی می دهیم ... پنهان کاریها و تردید ها ، برای یک عمر هزار ساله خوب است ، نه برای ما .
( از متن کتاب صفحه 465 )
- آدم تا خودش را دوست نداشته باشد، نمی تواند برای خودش کاری کند . و آدمی که نتواند برای خودش کاری کند برای هیچ کس دیگر هم نمی تواند . چیزی که جهان به آن احتیاج دارد درخت است ، نه هیزم .
- (از متن کتاب صفحه 409 )

گو جه فرنگی های سبز
نو شته ی مینو کریم زاده
تهران ، ایران سال 1384
انتشارات طرح نو

باران
یازدهم مهر ماه هشتاد وهشت

هیچ نظری موجود نیست: