۱۳۸۸ فروردین ۸, شنبه

یک میلیارد گرسنه در جهان

طعم گرسنگی
همیشه خود را آزاد می پنداریم و حال که در کشورمان نیز زمزمه دموکراسی ادامه یافته بیش تر بر خود بالیده و حتی در نفس هایمان دموکراسی را تجربه می کنیم ، آیا واقعن ما آزادیم؟ما آزادیم یا آزادی را به خود تلقین می کنیم؟ آزادیم یا سعی در آزاد بودن داریم؟ یا به هر حال هر قدر هم که آزاد باشیم باز هم محدودیم. محدود آزادی خویش لا اقل محدود نیازهای اولیه مان هستیم . ما نیاز به خوراک ، پوشاک ، مسکن... داریم که بخواهیم یا نخواهیم محدود شان هستیم و گریزی از آنها نیست . هر صبح صبحانه نوش جان می کنیم و همین طوربرنامه ظهر و شب نیز پا بر جاست و هر قدر که سفره مان رنگین تر باشد ما آزادیم در انتخاب انواع خوراکی ها. اما تا به حال به این اندیشیده ایم که مبادا اگر روزی سفره مان خالی باشد چه کنیم ؟ بله ، ما گرسنه می مانیم و باید با گرسنه گی ساخت .در این ساختن شکی نیست اما تا چه زمان می توان ساخت ؟ تا چه زمان صبر و تحمل ساختن را در خود سراغ داریم ؟ و تا به حال به سختی این صبر اندیشیده ایم؟ آیا طعم گرسنگی را چشیده ایم ؟ چه طعمی دارد ؟ گرسنگی سخت است یا واقعن دور از تحمل انسان ؟
در کشور ما و در کشور های جهان سوم همیشه فقر بوده و تا پیشرفتی حاصل نشود ، خواهد بود . جای بسیار تاسف است که در کشورمان اکثریت مردم فقیرند یا حتی زیر خط فقرند یعنی نیازهای اولیه شان از قبیل خوراک ، پوشاک ، مسکن... تامین نمی شود و آنها هیچ ندارند...
در این سالها فقر در جهان شایع گشته است و اکثر کشورها ی فقر با بحران گرسنه گی روبرو هستند. از سویی قیمت مواد خام کاهش یافته و از سویی قیمت مواد خوراکی افزایش. میزان بیکاری رشد چشمگیری داشته و آنهایی هم که شاغلند با رشد قیمت مواد ، تغییری در میزان دست مزدشان حاصل نشده است. پس چگونه می توان زیست ؟ در شرایطی که هر روز رو به وخامت بیشتری می رود چگونه هزاران انسان از گرسنه گی نجات می یابند ؟ در ماه های آینده میزان افراد گرسنه در جهان به یک میلیارد نفر می رسد و بیماری قرن گرسنه گی خواهد بود نه چیز دیگری . در این اوضاع و احوال ما چگونه می توانیم بر آزادی خود ببالیم و از قید و بند هر آنچه در اطرافمان می گذرد، آزاد. آیا می توان طعم آزادی را با گرسنه گی مقایسه کرد ؟ چگونه می توان بر سفره رنگین خودمان بنشینیم و از سفره های خالی دیگران چشکم بپوشیم ؟ آیا ما واقعن از درد انسانهای دیگر آزادیم ؟ چه خوش گفت شاعر شیرین سخن :
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار

هیچ نظری موجود نیست: