بهار، تولدی دوباره، سبز، با شکوه
شمیم بهار از هر سو می بارد، درختان شکوفه باران گشتند و فضا عطر افشان . چمن از خاک رنگ پریده بر دمید و آفتاب لبخند زد. با فرارسیدن روزها ی مالامال از شادی و عشق و بوسه ، طبیعت حیات از سر گرفت و جوانه زد و سبز شد و با طبیعت سبز گون دل و قلب و روح انسانها نیز جانی تازه گرفت و به میمنت آغاز بهار نو و سال نو ، رنگ و بوی لبخند همه جا، را آراست.
این روزها در هر کوی و برزن و در هر خانه و خانواده شورو حال خانه تکانی ایست، همه اعضای فامیل با کمک به هم سعی در پاکی و آراستگی منزل و کوچه و شهرشان دارند. اما کاش همانطور که به خانه تکانی خانه هایمان بها می دهیم به خانه تکانی دل هایمان نیز بها دهیم!
کاش می شد دلهایمان را از گردو غبار کینه و کدورت پاک کنیم!
کاش می شد قلب هایمان رنگ چمن گیرد!
کاش می شد لبخندمان بوی مهربانی و لطافت بهار را نثار کندو کاش می شد مثل بهار بی ریا، پاک و زلال و صادق به دنیا و انسانهایش بنگریم!کاش می شد بی رنگ بود ورنگارنگ!
کاش می شد ساده بود و هزار نقش!
این روزها که لحظه به لحظه به آغاز سال نو نزدیک می شویم ، رفت و آمد و شوروشوق مردم نیز دو چندان شده است. بازارها و مارکت ها از مردم مشتاق خرید ، مملو گشته و بازار خرید و فروش گرم. همه سعی دارند که چیزهای نو، برای سال نو ، بخرند و همه چیز تا حد ممکن نو و زیبا به نظر آید...
اما ، کدام احساس بارانی زیبایی یک هدیه به وسعت دنیا را برای چشمی منتظر به تصویر می کشد؟
کدام لبخند سرشار از عاطفه ، بوسه مهر بر خانه رنگ پریده مادری می زند که حسرت خرید لباسی نو برای طفلش ، به دلش مانده ست. پدر زحمت کشی که از صبح خروس خوان تا شام تاریک در پی کارو زحمت است و آخر شب عید نمی تواند برای زن و کودکانش چیز زیادی بخرد، با کمک کدام قلب رئوف و سر شار از عاطفه خوشنود خواهد شد؟
عید آمد با پیام نیکوکاری. در سال نو و بهار نو چه خوب می شود اگر قلبی را تسخیر کنیم.بر لبی لبخندی بکاریم و دست ناتوانی را گرما ببخشیم.در این لحظات که همه سرگرم تدارک دیدن هدیه های زیبا برای دوستان و اقوام خود هستند، تنها درنگی بر منتظری که چشم به راه کمک است کافی ایست تا دنیایش را فتح کنیم ، و خدایمان را راضی.
درروزهای ناب تازه شدن ، نفس کشیدن ، و عشق ورزیدن، با کاشتن نهالی در خاک ، شهرمان را سبزو آباد کنیم و با کاشتن بذر محبتی در دلی اندوه بار ، دنیایی را سبزو آباد و ...
آنگاه دوباره متولد خواهیم شد...
باران
۱۳۸۷ اسفند ۲۷, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر