دلم هواتو کرده...
هوای دوری ات ناراحتم می کنم. دلم برایت تنگ شده است. لحظه لحظه های حضورت را از خدایمان می خواهم و تنها آرزویم دیدارت است که واقعن توفیق می خواهد و افتخار و می دانم که من تا به آن افتخار برسم راهی بس طولانی در ییش دارم. می دانم می دانم اما چه کنم دلم هوایت را کرده است. کاش می توانستم در این شب جمعه که یکی از همین جمعه ها خواهی آمد در جمکرانت اشک دلتنگی می ریختم و به یادت در آسمان مسجدت می پریدم. مهدی جان ! کاش می توانستم در این روزهایی که سخت آرزوی بودنت را دارم، در جمکران باشم. تا در کرانه ی نفس هایت عطر خدایی را استشمام کنم و قلبم اندکی آرام گیرد. می دانم که از هر کجا بخوانمت؛ تو در کنارم خواهی بود. تنها می خواهم برایم دعا کنی و از خدایمان بخواهی به من و قلبم آرامش عطا کند.
التماس دعا؛ یا ابا صالح!!!
باران
نوزدهم فروردین هشتاد و نه.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر