" به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است."
( سهراب سپهری )
به تماشا سوگند و به آغاز کلام . آغاز سال نو، روز نو، لحظه ی نو... آغاز زندگی نو... آغاز تولدی نو...
سال نو و بهار نو آغاز شد در میان هیاهو، شور و نشاط زیبایی. شکفتن بر چشم های درختان قدم نهاد و بارور شدن را در دلشان نهادینه ساخت. سبز شدن، طراوت ، بر زمین پاشید و فضا را آکنده از عطر نشاط گرداند.لطافت بر حریم جانها جاری گشت و بر دستان هوا رقص کنان تا صبح شتافت و تا سحر ماندگار شد.
در بزم تمام این خوبیها و تازه شدن ها، یک بار دیگر زندگی در تک تک خانه های شهرمان و کشورمان و زمین مان جریان یافت. نفس کشیدن ها آغاز گشت و تلاش و تکاپو رونق گرفت. شب ها و روزها از پی هم شروع به آمدن کردند و کار وزحمت را شروعی دوباره بخشیدند.
دلم می خواهد در سال نو و بهار نو، باران بهتر از پیش با شما باشد و این آغازی گردد برای سالی با توشه ای از تلاش و کوششی دو چندان.
" بس که بی رنگم چو آب از هر چه بینم رنگ می گیرم
بی صدایم هم چو کوه از هر ندا آهنگ می گیرم."
( سهراب سپهری )
باران
پانزدهم فروردین هشتادو نه.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر