۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

قصه ی ما دروغ بود!

قصه ی ما دروغ بود!
خیلی سالها پیش ، وقتی کودکی خردسال بودم مادرم و گاه پدرم برایم قصه می گفت . آرزوها و آرمانهایم را در لحظات قصه هایشان می دیدم . به خوشی های قهرمانان داستان دل خوش می کردم و در مصیبت هایشان غم شریکی می نمودم ؛ اشک می ریختم و ناله سر می دادم . اما در انتهای داستان مادر یا پدرم می گفتند:
بالا رفتیم ماست بود، پایین آمدیم دوغ بود ، قصه ی ما دروغ بود! در این آخر که می رسیدم یکمرتبه جا می خوردم و همه ی آن خواب و خیال ها ، حوادث و اتفاقات نقش بر آب می شد و در یک چشم به هم زدن دود می شد و هوا می فت . همیشه از دوغ بودن قصه نا امید می شدم و یکه می خوردم ...
اما حال؛
در کشورما ن افغانستان هر روز قصه ی تازه ای برای شنوندگان که همان مردم افغانستان است توسط راویان داخلی و خارجی نقل می گردد ، نمایش بازی می شود و تنها سهم مردم دیدن است و بس. پس از بار نخست که رئیس جمهور حامد کرزی اعضای کابینه اش را برای وزارت خانه ها معرفی نمود و توسط نمایندگان تعداد زیادی از آنها رد شدند ، طی چند روز گذشته باز هم تعداد دیگر از چهره های نو را به منظور احراز پست های وزارت خانه های کشور به مجلس معرفی نمود که باز هم از 17 وزیر پیشنهادی تنها 7 تن از آنها رأی اعتماد نمایندگان را گرفتند و باقی آنها رد شدند . اما چرا؟
دلیل قانع کننده ای از سوی نمایندگان مردم در مجلس برای عدم اعتمادشا ن به وزیران گفته نشده است و مردم و حراب و گروه های مختلف نیز اظهار نظرهای متفاوتی در مورد رد وزیرا ن توسط مجلس دارند اما آنچه مسلم است اینکه رد وزیران با توجه به دلایل منطقی صورت نگرفته است . در این قضاوت ، تخصص مسلکی افراد، تعهد و مسئولیت پذیریشان ، شایستگی و صلاحیت آنها و تجربیات نیک و بد شان در نظر گرفته نشده است و تصور می بشود بیش تر از روی سلیقه و احساس نسبت به افرا د برخورد صورت گرفته است . بنابراین باید به حال خودمان تأسف خوریم که نمایندگان مردم در حق و و نظر مردمی که به آنها رأی داده اند و اعتماد کرده اند وقعی نمی نهند و طبق نظر شخصی و جناحی خود از حق مردم به نفع خود سود می جویند و بهره ی رأی دادن یا ندادن پشت پرده ی نمایشنامه ای پرداخت می شود که مردم تنها حوادث و وقایع اجرا شده توسط افرادی که چهره هایشان را مطابق صحنه های نمایشنامه گریم و پرداخته اند ، می بینند. این نمایشهای خیمه شب بازی که دست و پا و ختی فکر و اندیشه ی بازیگرانش را نخ های نامرئی به دست دیگرانی ایست که تنها و تنها به سود و مفاد خود می اندیشند، گره خورده است و به هر آن سویی که آنها اراده کنند می رود و آنچه خواسته ی آنهاست اجرا می گردد .
حال آنکه زندگی و سرنوشت مردم افغانستان در زیر چرخ های سنگین و هولناک مبارزه با تروریسم خورد و خمیر می شود و جنگ را پایانی نیست . افغانستان صحنه ی قدرت نمایی قدرت های متفاوتی است که هر کدام به نوعی سعی در تثبیت قدرت خود دارند تا به افغانستان و تما م جها ن بنمایانند که آنها را جلو داری نیست .
درست در زمانی که ستر عبد الرشید دوستم به حیث رئیس ارکان سر قوماندانی اعلای قوای مسلح تعیین و طرح صلح با گروه طالبان به عنوان یکی از مهمترین برنامه های حامد کرزی برای عنوان در کنفرانس لندن، مطرح شد و قرار بود که وزیران برگزیده ، سوگند وفاداری یاد کنند؛ اما حملات انتحاری زنجیره ای همراه با درگیری و جنگ در کابل به وقوع پیوست . بار دیگر کابل شاهد آشوب و اغتشاش بود و ترس بر دلها سایه افکند تعداد زیادی از مردم بیگناه افغان در حملات انتحاری و در گیریهای درون شهری گشته شدند و کسی جرأت رفتن به مرکز شهر را نداشت آنانی که در اطراف محل رویداد حضور داشتند با فرار از صحنه جان به در بردند و آنانی که طعمه گشتند ، آه و ناله و اشک را برای عزیزانشان به جای ماندند.
در شرایط نا آرام کشور که از هر لحاظ در بحران به سر می بریم . هیچ یک از کشورهای حامی صلح ملت ما برخورد قاطع و روشنی در قبال مسایل مختلف از قبیل برقراری امنیت در کشور یا تشکیل حکومتی مقتدر و سامان یافته به دور از فساد و توأم با تعهد ، ندارند و بعید به نظر می رسد که این مشکلات راه حل اساسی در شرایط متشنج اکنون داشته باشد . اما جای شک است که چرا ملت و حکومت افغانستان با همکاری و مشارکت کشورهای کمک کننده نمی تواند اوضاع آشفته ی کشور را سرو سامان بخشد و قدمی موثر در راه برقراری صلح و امنیت بردارد . من فکر می کنم که ملت و حکومت افغانستان و کشورهای خارجی کمک کننده با یکدیگر و در قبال هم صادق نیستند . هر کدام در خود درون ، هدفی یا نیتی منحصر به خود دارند و در پی رسیدن به آنچه می خواهند دیگری را استعمال می کنند و نمی دانم این قصه ی دروغ تا به کی وسیله ی سر گرم کردن ملت بیگناه افغان خواهد بود؟
در آستانه ی کنفرانس لندن ، جایی که افغانستان باید بیشترین استفاده را از آن ببرد ، درگیر مسایل انتخاب وزیران هستیم و در پی تسویه حساب های سیاسی و حزبی گم گشته ایم . کنفرانس لندن که سران کشورهای مختلفی در آن حضور می یابند ، فرصت مناسب برا ی موشکافی مسایل و مشکلات افغانستان است و باید به نحو احسنت از آن استفاده گردد .


باران
سی ام دی ماه هشتادوهشت.

هیچ نظری موجود نیست: