" سرمای خزانی را می توان احساس نمود "
سرمای خزانی را می توان احساس نمود . این سرمای سوزنده بر درختان تاخته و آنها را زرد و خشک گردانده است . گنجشکان فریاد کنان به دنبال سر پناهند . شیون ابرها را بیش از پیش می توان شنید و رخت خورشید که بسته شده است و آماده ی مسافرت را می توان دید .
اما سرما با این شهر و آدمهایش چه کرده است ؟
سرما بر این شهر هم مانند درختان تاخته و رخش را بیرنگ و بی جان گردانده است . اما با این همه آلودگی هایش را نیز منجمد ساخته و از انتشار شان جلوگیری کرده است . آدمهای این شهر هم غریبانه سرما را در آغوش می فشارند و لرزه بر اندام شان را حس می کنند . سرما اندک اندک تمام خانه های شهر را یک به یک می پیماید و تن ساکنینش را آرام آرام به تصرف خود در می آورد و آنگاه شهر با تمام آدمهایش سرما را بر خود حاکم می بینند .
با فرا رسیدن سرمای خزانی و زمستان آتی که پیش رو داریم ،مردم به فکر گرم کردن خانه های خود هستند و مجبور به تدارک دید ن آذوقه و چوب برای سپری نمودن آن . با فرا رسیدن فصل سرما ، خانه ها ، محیط های کاری ، مراکز آموزشی ، شفاخانه ها ، وزارت خانه ها ، مساجد و ... نیاز به وسایل گرم کنند ه دارند ،تا ساکنان آنها از سرما در امان باشند . اما در این روزها قیمت چوب و دیگر مواد سوختی که به عنوان مهمترین وسیله ی گرمایشی مردم محسوب می شود ، افزایش یافته است . اکثر مردم با اقتصاد ضعیف شان قادر به خرید چوب و دیگر مواد سوختی نیستند و اینجاست که زمستان برای مردم افغانستان فصلی تازه برای مبارزه با سرماست . سرمایی که حاکم بر خانه ها و شهرها شده و مردم را به کام مرگ می کشاند . مردم خسته از جنگ یک بار دیگر به جنگ سرما می روند و با آن دست و پنجه نرم می کنند . از طرفی مهاجران باز گشته به وطن در ولایت های مرزی و حتی پایتخت کشور از داشتن سر پناه محرومند و سرما نیز بر مشکلاتشان افزوده شده است . همچنین بی جا شدگان جنگ های اخیر و نا امنی های طولانی در مناطق مسکونی ، از مسکن و احتیاجات اولیه ی زندگی بی بهره اند و در وضعیت اسفباری به سر می برند . فصل زمستان در کشورهای دیگر با بازیها ، مسابقات و برنامه های تفریحی جالب تجلیل می شود اما در کشور ما آغاز فصلی از سختیهای مصیبت بار و کشنده است . برف با سپیدی و پاکی اش نوید مرگ کودکان و بیماری سالمندان را می دهد . بنابراین سرمای سخت و سوزنده زمستان دشمن سلامتی و زندگی مردم مان است .
با در نظر داشته آنچه گفته شد می بینیم که کشور و دولت آن در ورطه ی زمانی مهم و خاصی به سر می برد . پس از انتخابات ریاست جمهوری که رئیس جمهور انتخاب گردید و مراسم تحلیف آن نیز انجام شد ، نظام دولت دچار مسایل خاص خود است که مهمترینش را می توان شکل دهی کابینه ی آینده دانست . در شرایطی که نیرو های خارجی تحت عنوان ناتو و آیساف و ... در کشور حضور دارند و در حال جنگ برای برقراری صلح در کشورند ، صدر اعظم دولت بریتانیا که پس از امریکا بیشترین تعداد عساکر را در افغانستان دارد در یک محفل رسمی آن کشور اعلام نمود که در مورد برنامه ای برای خروج نیروهایش از افغانستان و سپردن مناطقی که تحت کنترل نیروهایش است به اردوی ملی افغان ، بحث و گفتگو خواهد کرد . از طرفی بیشتر مردم بریتانیا نیز خواهان خروج عساکر شان از افغانستان هستند . بنابراین ، افغانستان کشوری که دارای تعداد کافی افراد اردوی ملی و حتی پولیس نیست و آن تعدادی که حضور دارند هم آموزش مسلکی ندیده و تخصص لازم را ندارند ، چگونه می تواند با شورشیان که هر دم به ملت می تازند و زندگی شا نرا تاراج می کنند مقابله نموده و امنیت شهرها و مناطق اطرافش را تامین نماید . علاوه بر این فرماندهان و نیروهای خارجی آنها به این نتیجه رسیده اند که جنگ در افغانستان جز با حمایت مردم آن کشور به پیروزی خواهد رسید . آنها ( خارجی ها ) به این اعتراف نموده اند که پیروزی در جنگ جز با راضی نگهداشتن قلب و ذهن مردم میسر نمی گردد و این رضایت نیز تنها با حل مشکلات مردم و ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی ، صلح و ثبات دائمی ، امنیت سراسری ، کار ، زمینه ی تحصیل ، مبارزه با فساد از هر نوع آن به خصوص فساد اداری که ریشه در نظام حکومت دارد ، کاهش خشونت و ... به وجود خواهد آمد . هنگامی که در فصل سرد زمستان مردم توان خریدچوب و گرم نمودن خانه هایشان را ندارند چگونه قلب و ذهن شان راضی خواهد بود .
این مردم که با دنیایی از مصیبت های سخت زندگی را می گذرانند جز با کار و بدست آوردن وسایل ابتدایی زندگی ، با نیروهای خارجی همکار نمی گردند . بنابراین می توان دریافت که دولت های مختلف جهان که بیش از چهل کشورشان در افغانستان سرباز فرستاده اند قبل از ارسال نیروهای تازه نفس دیگر باید به فکر قلب و ذهن مردم افغانستان باشند و با دولت افغانستان در زمینه ی ایجاد فرصت های شغلی برای ریشه کن کردن فقر ، ایجاد زمینه های آموزشی و امکانات صحی و مبارزه با انواع نا هنجاریهای سیاسی و اجتماعی ،همکاری نمایند تا تجهیز نیروهای شان با وسایل جنگی مدرن . زیرا نیاز مردم افغانستان جنگ و درگیری نیست ، بلکه داشتن یک زندگی آرام در کنار اعضای فامیلشان و برخورداری از آزادی ، سرافت انسانی ، صلح و امنیت و حق زندگی است . انتظار مردم خسته از سرما ، بیکاری ، بی سوادی و بی پناهی سر آمده و کاسه ی صبرشان لبریز اما آنها به امید دست یابی خواسته هایشان همکار دولت جدید خواهند شد و تلاش می کنند .
اما سرما با این شهر و آدمهایش چه کرده است ؟
سرما بر این شهر هم مانند درختان تاخته و رخش را بیرنگ و بی جان گردانده است . اما با این همه آلودگی هایش را نیز منجمد ساخته و از انتشار شان جلوگیری کرده است . آدمهای این شهر هم غریبانه سرما را در آغوش می فشارند و لرزه بر اندام شان را حس می کنند . سرما اندک اندک تمام خانه های شهر را یک به یک می پیماید و تن ساکنینش را آرام آرام به تصرف خود در می آورد و آنگاه شهر با تمام آدمهایش سرما را بر خود حاکم می بینند .
با فرا رسیدن سرمای خزانی و زمستان آتی که پیش رو داریم ،مردم به فکر گرم کردن خانه های خود هستند و مجبور به تدارک دید ن آذوقه و چوب برای سپری نمودن آن . با فرا رسیدن فصل سرما ، خانه ها ، محیط های کاری ، مراکز آموزشی ، شفاخانه ها ، وزارت خانه ها ، مساجد و ... نیاز به وسایل گرم کنند ه دارند ،تا ساکنان آنها از سرما در امان باشند . اما در این روزها قیمت چوب و دیگر مواد سوختی که به عنوان مهمترین وسیله ی گرمایشی مردم محسوب می شود ، افزایش یافته است . اکثر مردم با اقتصاد ضعیف شان قادر به خرید چوب و دیگر مواد سوختی نیستند و اینجاست که زمستان برای مردم افغانستان فصلی تازه برای مبارزه با سرماست . سرمایی که حاکم بر خانه ها و شهرها شده و مردم را به کام مرگ می کشاند . مردم خسته از جنگ یک بار دیگر به جنگ سرما می روند و با آن دست و پنجه نرم می کنند . از طرفی مهاجران باز گشته به وطن در ولایت های مرزی و حتی پایتخت کشور از داشتن سر پناه محرومند و سرما نیز بر مشکلاتشان افزوده شده است . همچنین بی جا شدگان جنگ های اخیر و نا امنی های طولانی در مناطق مسکونی ، از مسکن و احتیاجات اولیه ی زندگی بی بهره اند و در وضعیت اسفباری به سر می برند . فصل زمستان در کشورهای دیگر با بازیها ، مسابقات و برنامه های تفریحی جالب تجلیل می شود اما در کشور ما آغاز فصلی از سختیهای مصیبت بار و کشنده است . برف با سپیدی و پاکی اش نوید مرگ کودکان و بیماری سالمندان را می دهد . بنابراین سرمای سخت و سوزنده زمستان دشمن سلامتی و زندگی مردم مان است .
با در نظر داشته آنچه گفته شد می بینیم که کشور و دولت آن در ورطه ی زمانی مهم و خاصی به سر می برد . پس از انتخابات ریاست جمهوری که رئیس جمهور انتخاب گردید و مراسم تحلیف آن نیز انجام شد ، نظام دولت دچار مسایل خاص خود است که مهمترینش را می توان شکل دهی کابینه ی آینده دانست . در شرایطی که نیرو های خارجی تحت عنوان ناتو و آیساف و ... در کشور حضور دارند و در حال جنگ برای برقراری صلح در کشورند ، صدر اعظم دولت بریتانیا که پس از امریکا بیشترین تعداد عساکر را در افغانستان دارد در یک محفل رسمی آن کشور اعلام نمود که در مورد برنامه ای برای خروج نیروهایش از افغانستان و سپردن مناطقی که تحت کنترل نیروهایش است به اردوی ملی افغان ، بحث و گفتگو خواهد کرد . از طرفی بیشتر مردم بریتانیا نیز خواهان خروج عساکر شان از افغانستان هستند . بنابراین ، افغانستان کشوری که دارای تعداد کافی افراد اردوی ملی و حتی پولیس نیست و آن تعدادی که حضور دارند هم آموزش مسلکی ندیده و تخصص لازم را ندارند ، چگونه می تواند با شورشیان که هر دم به ملت می تازند و زندگی شا نرا تاراج می کنند مقابله نموده و امنیت شهرها و مناطق اطرافش را تامین نماید . علاوه بر این فرماندهان و نیروهای خارجی آنها به این نتیجه رسیده اند که جنگ در افغانستان جز با حمایت مردم آن کشور به پیروزی خواهد رسید . آنها ( خارجی ها ) به این اعتراف نموده اند که پیروزی در جنگ جز با راضی نگهداشتن قلب و ذهن مردم میسر نمی گردد و این رضایت نیز تنها با حل مشکلات مردم و ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی ، صلح و ثبات دائمی ، امنیت سراسری ، کار ، زمینه ی تحصیل ، مبارزه با فساد از هر نوع آن به خصوص فساد اداری که ریشه در نظام حکومت دارد ، کاهش خشونت و ... به وجود خواهد آمد . هنگامی که در فصل سرد زمستان مردم توان خریدچوب و گرم نمودن خانه هایشان را ندارند چگونه قلب و ذهن شان راضی خواهد بود .
این مردم که با دنیایی از مصیبت های سخت زندگی را می گذرانند جز با کار و بدست آوردن وسایل ابتدایی زندگی ، با نیروهای خارجی همکار نمی گردند . بنابراین می توان دریافت که دولت های مختلف جهان که بیش از چهل کشورشان در افغانستان سرباز فرستاده اند قبل از ارسال نیروهای تازه نفس دیگر باید به فکر قلب و ذهن مردم افغانستان باشند و با دولت افغانستان در زمینه ی ایجاد فرصت های شغلی برای ریشه کن کردن فقر ، ایجاد زمینه های آموزشی و امکانات صحی و مبارزه با انواع نا هنجاریهای سیاسی و اجتماعی ،همکاری نمایند تا تجهیز نیروهای شان با وسایل جنگی مدرن . زیرا نیاز مردم افغانستان جنگ و درگیری نیست ، بلکه داشتن یک زندگی آرام در کنار اعضای فامیلشان و برخورداری از آزادی ، سرافت انسانی ، صلح و امنیت و حق زندگی است . انتظار مردم خسته از سرما ، بیکاری ، بی سوادی و بی پناهی سر آمده و کاسه ی صبرشان لبریز اما آنها به امید دست یابی خواسته هایشان همکار دولت جدید خواهند شد و تلاش می کنند .
باران
پنجم آذرماه هشتادو هشت

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر