یاد آن روزهای خوب بخیر!
یاد آن روزهای خوش بخیر!
آن لحظه های آبی رنگ ، آن سالهای مالامال از خوشبختی که عطر شادی دستانمان را انباشته بود، بخیر!
آن دقایق پر از پاکی یاس، طراوت نیلوفر، زیبایی مریم ، بخیر!
امروز کتابی به دستم افتاد که سراسر یاد کودکی ها و نوجوانی ها خفته درآن بود یاد دوران جوانی تازه رسیده که سری مغرور و دلی مهربان داشتیم . یاد آن دوران بخیر!
هزران بار بخیرو افسوس... کاش می شد عطر خوشبختی آن دوران باز هم بر دستان گرد گرفته ی مان بپیچد و ما را معطر گرداند !
" لحظه ی سبز دعا " را از آن کتاب خواندم و در این روزهای عرفانی ماه رمضان غرق در راز و نیاز گشتم . این شعررا به شما نیز تقدیم می کنم که چه زیبا بر دل می نشیند و چه سبک بال همراه دل می پرد و انسان را با خود به رویاهای خدایی می کشاند:
لحظه ی سبز دعا
چشمه ها در زمزمه
رودها در شستشو
موجها در همهمه
جویها در جست و جو
باغ در حال قیام
کوه در حال رکوع
آفتاب و ماهتاب
در غروب در طلوع
سنگ پیشانی به خاک
ابر سر بر آسمان
مثل گنبد خم شده
قامت رنگین کمان
ابر در حال سفر
آسمان غرق سکوت
بر سر گلدسته ها
بال مرغان در قنوت
کاسه ی شبنم به دست
لاله می گیرد وضو
بیدها گرم نماز
بادها در های وهو
سرو سر خم می کند
غنچه لب وا می کند
در میان شاخه ها
باد غوغا می کند
شاخه ها گل می کنند
لحظه ی سبز دعا
دستها پل می زنند
بین دلها و خدا
" در لحظه های سبزو صورتی دعاهایتان ما را نیز فراموش نکنید در این روزها و شب ها که همه جا مهر موج می زند به یاد هم دیگر باشیم و برای هم دعا کنیم . التماس دعا."باران
هفدهم شهریور هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر