"افت تحصیلی شاگردان مکاتب"
"اصل ماجرا"
...
اما تعدادی از استادانمان جوان و تازه فارغ التحصیل از دانشگاهند ، پر انرژی و سر حال و شادند، با حوصله مندی تمام دروس را تشریح می کنند، به سوال هایمان پاسخ های صحیح می دهند و با ما مهربان ترند. شاگردان هم با جرات و اعتماد به نفس سوال می پرسند و با استاد در تشریح و پیشرفت درس سهم می گیرند ، صنف خسته کننده و غیر قابل تحمل نیست و برای وقت گذرانی لحظه شماری نمی کنیم . سراسر گپ و سخن و خلاصه شگفت انگیز است . از دانستن مطالب تازه حیران و خوشحال می شویم و با استاد دوست و همرا ه می گردیم . و لی با تاسف که از این قبیل استادان کم داریم و انگشت شمار. بعضی از آنها درسی که می دهند مطابق رشته ی تحصیلی شان در دانشگاه نیست ، بنابراین وقتی که آنها چیزی برای گفتن نداشته باشند تنها به رو خوانی مطالب کتاب اکتفا کرده و درسمان تنها رو خوانی مطالب می شود .
از استاد که بگذریم می رسیم به کتاب؛ کتابها اکثرا کهنه و قدیمی اند و از لحاظ نگارش و ویرایش مشکلات فراوان دارند . در بعضی از مطالب با خواندن چند سطرو چند صفحه باز هم پاسخ روشن به یک سوال داده نمی شود . مطالب و موضوعات مورد بحث یا پرداخته شده دارای ابهام فراوان است یا بعضی اصطلاحات و کلماتش از درک شاگردان خارج است در واقع مطالب دسته بندی نشده و متناسب با گروه سنی شاگردان و سطح سواد و دانش و درک آنها نیست . بنابراین آنها مجبور می گردند برای نمره گرفتن در امتحان از یادگیری درس خودداری کنند و تنها به از بر کردن آن برای روز امتحان بسنده نمایند. روز امتحان نیز با مطالب از بر شده تنها نمره ی حضور ذهن می گیرند و نه ارتقای علم و دانش . در این بین جایی برای شکوفا شدن استعدادهای شاگردان که نمی ماند هیچ ، چیز تازه ای هم نمی آموزند .
و اما، امتحان . امتحان برگ ی سفیدی است با 4 یا 5 سوال که کل نمره را به خود اختصاص می دهد . اگر بتوانی کل سوال ها را جواب دهی که عالی ایست اما اگر 1 یا 2 سوال را جواب داده نتوانستی کارت تمام است و مشروط آن مضمون خواهی شد و بعدش هم نا کامی در انتظارت است . ولی اگر تعداد سوالها را زیاد کنند نمره کل تقسیم بر سوال ها شده و نمره ی هر سوال پایین می آید در این صورت اگر 1 یا 2 سوال را هم پاسخ ندهی در کل نمره ات تاثیر چندانی نخواهد داشت . از طرفی در یک صنف همه ی شاگردان از لحاظ یادگیری و میزان بازدهی مطالب آموزشی در یک سطح نمی باشند شاگردان ممکن است در یکی از گروههای موفق ترین، موفق تر، موفق یا ضعیف شامل باشند پس سوالات امتحان باید متناسب با سویه ی شاگردان طرح شود تا اگر سوال مشکل برای شاگرد موفق ترین و موفق تر طرح گردید برای دیگر شاگردان نیز سوال ساده تر طرح گردد تا کل شاگردان بتوانند به سهم خود در امتحان موفقیت کسب نمایند و ترغیب به کوشش بیشتر در امتحانات بعدی گردند . حال اینکه با مشروط ماندن و ناکامی نیز دل شکسته و نا امید گشته و این چاره ی پیشرفت شاگردان و تشویق شان نخواهد بود .
برادرم از مشکلاتش می گفت و صحبتمان گل انداخته بود . اعتمادش ر اجلب کرده بودم و او راحت و آسود ه به دور از ترس و دلهره از همه ی آنچه در دل داشت سخن می گفت . آنچه ذکر شد گوشه ای از گفته هایش بود ، بماند که مکتب های کشورمان از نظم و ترتیب و پاکیزگی و بهداشت آنچنانی بر خوردار نیست و امکانات آموزشی برای دروسی مانند: فیزیک ، ریاضی ، جغرافیاو ... و آزمایشگاه برای دروس کیمیا، بیولوژی ، جیولوژی و... بسیار اندک است یا اصلن وجود ندارد ، زمین ورزشی و همچنین وسایل ورزش هم موجود نیست ، خوب بگذریم کمبودها زیادند اما بعضی مواقع از آنچه در اختیار داریم نیز استفاده ی مناسب و بهینه نمی کنیم چه رسد به آنچه نداریم .به طور مثال محبت ومهربانی ، صبر وحوصله از داشته هایمان است که در اکثر مواقع از کودکان و شاگردن دریغ می کنیم و روی خوش به آنها نشان نمی دهیم با رفتار خشن و چهره ی در هم شاگرد نه تنها چیزی نمی آموزد بلکه ازترس هم که شده از مکتب گریزان می گردد . بیشتر مواقع هنگامی که اشتباه یا خطایی از شاگردان سرمی زند بهتر نیست با درک آنها و پس از فکر و اندیشه تصمیم عاقلانه ای بگیریم که به نفع شاگرد بوده و در راه اصلاح او موثر باشد نه اینکه از روی احساس عمل کنیم و با خشونت خط بطلان به روی تربیت صحیح شاگرد بکشیم .
آخر شب بود برادرم را فرستادم تا بخوابد و خود به فکر فرو رفتم و به برادرم ، به دوستش ، به هم صنفی اش، به هم مکتبی اش ، به هم سن و سالش و به همه شاگردان کشورم اندیشیدم ...
آنانی که آینده برایشان میراث می ماند و آنها چیزی برای آن ندارند...
باران
دوازدهم شهریور هشتادو هشت .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر