۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

سفر به بامیان ...

اینجا سهراب شعر می نوشت .
" سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد..."

چهار شنبه: 7/5/88 13
صبح:9:30
بند امیر ، ولایت بامیان
بند امیر، منطقه ای تفریحی زیارتی است که در ولایت بامیان موقعیت دارد و زیبایی اش زبانزد خاص و عام است. در میان کوههای بلند و تپه های مجاورش آبی ، زلال و آسمانی رنگ مملو از ماهی های کوچک و بزرگ ، که باور کردنش دشوار است ، به چشم می خورد. مردم از نقاط مختلف کشور جهت زیارت و سیاحت به این منطقه که نام پارک ملی افغانستان را گرفته می آیند ، در آب آن قایق رانی می کنند ، در چشمه ی شفا دست وصورت خود را می شویند و از آب گوارای آن می نوشند. اما با تاسف فراوان باید گفت در این منطقه بی مانند اثری از آبادانی نیست؛ دوکان ، هتل ، مسجدو ... وجود ندارد و حفاظت چندانی از آن نمی شود . حیف است که این منطقه زیبا و دوست داشتنی را از یاد ببریم و فکری برای سازندگی هر چه بهترش نکنیم. آری بند امیر نیز مانند سایر مناطق بامیان فراموش شده و از یادها رفته است . پارک ملی افغانستان با چشم اندازها و مناظر بی نظیر در دل جهانگردان زیادی نیز جای دارد و همه و همه مشتاق دیدارش هستند. واقعن از زیبایی چیزی کم ندارد و باید دید و لذت برد.
صبح به بند امیر رسیدیم و تا بعد از ظهر نیز در آنجا بودیم . سراسر روز را خوش بودیم . در آب خنک آبشارهایش گرمی تابستان را احساس نمی کردیم و در چشمه شفا نیز سلامتی روز افزو ن از خداوند خواستیم . خلاصه هنگام غروب آفتاب به سمت ولایت بامیان دهسپار گشتیم و به مقصد کابل ، بند امیر را ترک گفتیم .
پنج شنبه:8/5/88
صبح:3:30
ولایت بامیان
شب را در بامیان گذراندیم و صبح بسیار زود به سمت کابل حرکت کردیم . این بار با کوله باری از دیدنی ها و تجربه های نو بار سفر بستیم و راه افتادیم . از دره ی غور بند گذشتیم . وارد ولایت پروان شدیم و بالاخره ساعت 4 بعد از ظهر به کابل رسیدیم . همان کابل خودمان با سرک ها و ساختمانهای آشنا و همیشگی . با همان گرمای طاقت فرسا و گردو خاک بعد از ظهرهایش .
حال که به روزهای خوش سفر می اندیشم شاد می شوم و ناخداگاه لبخندی بر لبانم نقش می بندد و بسیار سفر باید تا پخته شود خامی ، صد البته که همین طور است . هر سفر با خوبی ها و سختیهایش درسی بزرگ و تجربه ای گران بهاست . ولذتی دارد که شاید هرگز فراموش نگردد . به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقی ایست...


باران.
پانزدهم مرداد هشتادو هشت.

"نظر شما چیست؟
در مورد سفر و ولایت بامیان"

۱ نظر:

assad گفت...

سلام باران !
خیلی خوب بود .من هیم یک بار به این دیار اشنا رفته بودم میدونی کجای این سفر جالب است وقتی خیلی خسته میشوی وقتی خیلی در راه اذیت میشوی .آن وقت است که میخواهی فکر کنی واحساس این را بدست آوری که ما کی هستیم. متشکرم
kell_baran @yahoo.com