"تو اگر برخیزی"
...
با من اکنون چه نشستها، خاموشیها،
با تو اکنون چه فراموشیهاست.
چه کسی می خواهد
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد!
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
- خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز بر پا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم.
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر می خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
- آویزد.
"حمید مصدق - آبی ، خاکستری ، سیاه "
باران
بیست و چهارم تیر ماه هشتادوهشت.
۱۳۸۸ تیر ۲۳, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۴ نظر:
مطلب جالبی بود تشکر
شعر زیبایی بود
مخصوصا این که با اوضاع فعلی سیاسی کشور هم خیلی خوب ربط داره
شعر زیبایی بود مخصوصا که حال و هوای انتخابات دارد
بسیار جالب بود
مخصوصن که مناسب حال و هوای انتخابات است.
ارسال یک نظر