۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه

سفر...

سفر...
سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد
و ایستادم تا
دلم قرار بگیرد،
صدای پرپری آمد
و در که باز شد
من از هجوم حقیقت به خاک افتادم.
مسافر ، سهراب سپهری.
باران.
دهم مرداد هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست: