یک درد دل کوچک با شما، همشهریان کابل:
" در هوای گرم بعد از ظهر، ناگهان همه جا تیره و تار گشت. باد همراه گردو خاک فراوان با شدت تمام می وزید و آنچه را در راهش بود به هوا می برد و این عابران مفلوک بودند که چشمانشان از خاک پر شد و نفسهایشان بند آمد و گویی قیامت بر پا گشت؛ زیرا هر کس به دنبال سر پناهی می دوید و نمی یافت."
محیط آلوده همراه با زباله های فراوان ، اطراف مارا فرا گرفته و هر کوچه و سرک انباشته از انبوه کثافتها یا همان زباله هایی ست که با مگس های بی شمار همراهی می گردد و خلاصه بعد از نوازش چشم های عابران باعث انتشار انواع میکروبها و ویروسهای بیماری زا می شود و هوا و محیط را آلوده می سازد و از زیبایی شهر هم می کاهد. و در این جمع تنها این گرد و خاک و طوفان بعد از ظهرها را کم داشتیم که از وجود آن نیز بی نصیب نماندیم و هر روز میزبانش هستیم . آب و هوا و زمین و آنچه فکرش را بکنیم آلوده است و غیر قابل اطمینان و منشا بیماری . در این شهر آلوده چطور می توان انتظار داشت که آمار افراد سالم افزایش و افراد بیمار کاهش یابد جز اینکه هر روز افراد بیشتری را بیمار گرداند . اما این تا حدودی به بهداشت شخصی فرد فرد افراد هم بستگی دارد اگر هر خانواده محیط خانه و کوچه ی خود را پاک نگهدارد و در پاکیزه نگهداشتن مراکز عمومی مانند سرک ها ، کتابخانه ها ، دانشگاهها ، مکاتب و شفاخانه ها بکوشد، به میزان قابل توجهی از آلودگی ها کاسته خواهد شد و صد البته که این نیازمند همکاری دولت نیز می باشد . مراکز مربوط ی دولتی باید در انتقال سریع زباله های خانگی و صنعتی تلاش فوق العاده ای داشته باشد تا از انباشته شدن کوه زباله ها در سطح شهر جلوگیری به عمل آید . پاکیزگی شهرمان نیازمند همکاری متقابل دولت و ملت است و جز این مقدور نخواهد شد.
باران.
بیست و سوم تیر ماه هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر