" یک درخت"؛
تضمین "یک تنفس"،
ادامه ی " یک زندگی"،
زیبایی " یک شهر".
تابستان است و هوا بسیار گرم . در این تابستان با این هوای گرم هر پای خسته ای به دنبال خنکی سایه سر می شکند و صد البته که در شهر ما سایه بسیار کمیاب است و گاه نا یافتنی می نماید.
" ظهر تابستان است.
سایه ها می دانند،
که چه تابستانی است."
"سهراب سپهری"
از درختها و فضای سبز خبری نیست. تنها این تن سوزان و عرق کرده ی عابران است و خورشید؛ که مرحمت می فرماید و ما را گرما می بخشد. در تمام شهر بیش از چند درخت نمی توان یافت . نسبت درختها به انسانها بسیار ناچیز است؛ نسبت درختها به موترها اصلن به چشم نمی آید؛ نسبت درختها به مساحت شهر کابل در تصور نمی گنجد؛ نسبت درختها به خانه ها و ساختمان های بلند ، خنده ای تلخ از روی بی اعتنایی احالی محترم شهر یا همان باشنده ها نثار لبان طبیعت دوستان می کند.
همانطور که می دانید درختها کار تولید اکسیجن را به عهده دارند و ما انسانها هم ، یکی از مصرف کننده های اکسیجن . بنا بر این برای انسانها اکسیجن مساوی با حیات است . پس اگر منطقی فکر کنیم و واقعن به سلامت خود و دیگران بیندیشیم باید به درخت ها توجه بیشتری به خرج دهیم و لا اقل اگر لطف ننموده و درختی نکاشتیم پس آن چند درختی که در شهر می بینیم را نیز از بین نبریم . شاخ و برگ هایشان را نشکنیم . بر تنه ی آنها یادگاری ننویسیم و ...
بالاخره دوست درخت باشیم و در حفظ و نگهداری اندک فضای سبزی که داریم کوشا بوده و سعی در ایجاد بیشتری نماییم . درخت ها را نیکو بداریم که زینت خانه و شهرمان است و ضامن بقاء .
باران
هفدهم تیر ماه هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر