صلاح کار کجا و ره خیال کجا
در بیابان گرم و سوزان هوس ها و خواهش ها گرفتاریم و ره به سوی آب می جوییم اما، امان از سر حیران و چشم بی فروغ . به دنبال آب حیات بخش سر از کنج سراب در آوردیم و این سراب خشک و خالی از دور آبی گوارا به نظر می رسید اما نمی دانیم چرا آن آب پاک به سراب چهره بدل کرد؟
حقیقت این است که گاهی چنان در تب و تاب خواهش هایمان گم می شویم که همه چیز را خواهش دلخواهمان می بینیم. گاهی نیز چنان در مشکلات و مسولیت هایمان گرفتار که هر آنکس که زمزمه حل مصایب نماید را ، خدا می پنداریم و سر در دامنش نهاده انتظار دلجویی اش را داریم. حال آنکه ممکن است تصور و پندار ما با حقیقت فرسنگها فاصله داشته باشد و ما را به بیراهه دهنمون سازد. پس با خیال پلو زدن و رؤیا بافتن نمی توان حقیقت را یافت . حقیقتی که در عمق حوادث و در لابه لای ذهن و شخصیت یک فرد است.
در لحظات حساس و طلایی تصمیم گیری مهمی هستیم و باید در چند صباحی که فرصت تفکر و تعقل داریم "خوب" ببینیم و به دور از حدس و گمان "جستجو" کنیم و با منطق "تصمیم " بگیریم نه با احساس های آنی . با دلیل و برهان و تجزیه و تحلیل اهداف را بسنجیم تا ببینیم آیا این هدف یا این شعار و طرح قابل اجرا هست یا فقط برای رنگ و لعاب دادن به یک سخنرانی مردم فریب ساخته شده است . حقیقتی که خفته در طبقات مختلف اجتماع است وسیله ی " استثمار فکر واندیشه ی " خود افراد آن اجتماع شده است یا دریچه ای به سوی " جامه ی عمل پوشیدنش" . و تنها با چشم بصیرت است که می توان نقاب از چهره های ساختگی نه واقعی برداشت و آن حقیقت تلخ یا شیرین را نظاره کرد . در روزهای حساسی به سر می بریم روز های تبلیغات کاندیدان ریاست جمهوری و شورا های ولایتی است ودر 29 اسد سال روان شاهد انتخابات مردمی خواهیم بود . هر شهروند افغان به دنبال یافتن شخص با صلاحیت است تا مسولیت کشور جنگ دیده و مصیبت زده مان را بپذیرد و بر مسند قدرت همت گمارد و بر آبادانی اش بکوشد . کشورمان مانند نهالی لطیف و تازه نشانده است که می خواهد در هوای عدالت اجتماعی ، حقوق بشر و دموکراسی برگ و بار دهد و نیازمند باغبانی خبره و کار کشته است تا این نهال لطیف را به درختی تنومند مبدل ساخته و هر فرد این ملت را ، از میوه ی آن بهره مند سازد .
در حالی که کاندیدان از وضعیت بد امنیتی در ولایات دیگر شکایت می کنند ، نیروهای خارجی مستقر در کشور از ازدیاد سربازان و سعی و تلاش فراوان برای تامین امنیت سخن می رانند ، اما نمی دانیم که چرا آنها موفق به برقراری امنیت نمی گردند تا کاندیدان برای تبلیغات به دیگر ولایات سفر نموده و از نزدیک با مردم گفتگو نمایند زیرا نمی توان توقع داشت مردم با دیدن چند عکس و چند دقیقه گپ و سخن کاندیدان در رسانه ها ، طرفدار آنها شده و به آنها رای دهند (شنید ن کی بود مانند دیدن). مردم با نشست و برخاست می توانند با افکار و اندیشه های کاندید دلخواهشان آشنا گردند ، طرفدار او شده و به او رای دهند. در این شرایط بعضی از کاندیدان به دلیل نداشتن بودجه کافی یا مشکلات اقتصادی نیز قادر به کمپاین نیستند و آنها در خواست کمک دارند. یا همه ی این مشکلات ، مردم چگونه می توانند انتخابی درست و به جا نمایند. و چگونه می توان انتظار داشت که شاهد انتخاباتی سالم و شفاف خواهیم بود ؟
باران
در بیابان گرم و سوزان هوس ها و خواهش ها گرفتاریم و ره به سوی آب می جوییم اما، امان از سر حیران و چشم بی فروغ . به دنبال آب حیات بخش سر از کنج سراب در آوردیم و این سراب خشک و خالی از دور آبی گوارا به نظر می رسید اما نمی دانیم چرا آن آب پاک به سراب چهره بدل کرد؟
حقیقت این است که گاهی چنان در تب و تاب خواهش هایمان گم می شویم که همه چیز را خواهش دلخواهمان می بینیم. گاهی نیز چنان در مشکلات و مسولیت هایمان گرفتار که هر آنکس که زمزمه حل مصایب نماید را ، خدا می پنداریم و سر در دامنش نهاده انتظار دلجویی اش را داریم. حال آنکه ممکن است تصور و پندار ما با حقیقت فرسنگها فاصله داشته باشد و ما را به بیراهه دهنمون سازد. پس با خیال پلو زدن و رؤیا بافتن نمی توان حقیقت را یافت . حقیقتی که در عمق حوادث و در لابه لای ذهن و شخصیت یک فرد است.
در لحظات حساس و طلایی تصمیم گیری مهمی هستیم و باید در چند صباحی که فرصت تفکر و تعقل داریم "خوب" ببینیم و به دور از حدس و گمان "جستجو" کنیم و با منطق "تصمیم " بگیریم نه با احساس های آنی . با دلیل و برهان و تجزیه و تحلیل اهداف را بسنجیم تا ببینیم آیا این هدف یا این شعار و طرح قابل اجرا هست یا فقط برای رنگ و لعاب دادن به یک سخنرانی مردم فریب ساخته شده است . حقیقتی که خفته در طبقات مختلف اجتماع است وسیله ی " استثمار فکر واندیشه ی " خود افراد آن اجتماع شده است یا دریچه ای به سوی " جامه ی عمل پوشیدنش" . و تنها با چشم بصیرت است که می توان نقاب از چهره های ساختگی نه واقعی برداشت و آن حقیقت تلخ یا شیرین را نظاره کرد . در روزهای حساسی به سر می بریم روز های تبلیغات کاندیدان ریاست جمهوری و شورا های ولایتی است ودر 29 اسد سال روان شاهد انتخابات مردمی خواهیم بود . هر شهروند افغان به دنبال یافتن شخص با صلاحیت است تا مسولیت کشور جنگ دیده و مصیبت زده مان را بپذیرد و بر مسند قدرت همت گمارد و بر آبادانی اش بکوشد . کشورمان مانند نهالی لطیف و تازه نشانده است که می خواهد در هوای عدالت اجتماعی ، حقوق بشر و دموکراسی برگ و بار دهد و نیازمند باغبانی خبره و کار کشته است تا این نهال لطیف را به درختی تنومند مبدل ساخته و هر فرد این ملت را ، از میوه ی آن بهره مند سازد .
در حالی که کاندیدان از وضعیت بد امنیتی در ولایات دیگر شکایت می کنند ، نیروهای خارجی مستقر در کشور از ازدیاد سربازان و سعی و تلاش فراوان برای تامین امنیت سخن می رانند ، اما نمی دانیم که چرا آنها موفق به برقراری امنیت نمی گردند تا کاندیدان برای تبلیغات به دیگر ولایات سفر نموده و از نزدیک با مردم گفتگو نمایند زیرا نمی توان توقع داشت مردم با دیدن چند عکس و چند دقیقه گپ و سخن کاندیدان در رسانه ها ، طرفدار آنها شده و به آنها رای دهند (شنید ن کی بود مانند دیدن). مردم با نشست و برخاست می توانند با افکار و اندیشه های کاندید دلخواهشان آشنا گردند ، طرفدار او شده و به او رای دهند. در این شرایط بعضی از کاندیدان به دلیل نداشتن بودجه کافی یا مشکلات اقتصادی نیز قادر به کمپاین نیستند و آنها در خواست کمک دارند. یا همه ی این مشکلات ، مردم چگونه می توانند انتخابی درست و به جا نمایند. و چگونه می توان انتظار داشت که شاهد انتخاباتی سالم و شفاف خواهیم بود ؟
باران
هشتم تیر ماه هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر