۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

به مناسبت روز مادر

دستهایت را به من بده!
دستهایت،
حریم مهربانی ست.
دستهایت،
اسطوره ی فداکاری ست.
دستهایت،
طعم روشن هستی ست.
دستهایت را به من بده !
دستهایت برایم مقدس است.
آن هنگام که قدم بر هستی نهادم و از تنهایی لرزه بر اندامم افتاد؛ او با صفای درونی اش و با لبخند عاشقانه اش مرا در آغوش گرفت و من گرمای زندگی را در آغوشش چشیدم. همان بود که مرا پرورش داد و به من زندگی بخشید. لحظه هایم را با امید رونقی دیگر داد. با دستان زحمتکشش ، شبهایم را روشنی بخشید. او بود که ناله هایم را شنید و دردهایم را فهمید و وجودم را توانی جادویی بخشید تا زندگی را شیرین تر بدانم...
دستان او مقدس است و نگاهش غرق در بخشش. او، وجودش سراسر نیکویی است و آسمانش همیشه آفتابی و گرم. روشنایی در لبانش موج می زند و خوبی از کلامش می بارد. طنین صدایش ، قلبم را آرام می کند و سکوتش سنگینش مرا با خود به مرزهای دلتنگی می کشاند...
نازنینم،مادر من!
دستهایت را به من بده.
در این روز بزرگ که از آسمان نورو برکت می بارد و در زمین طراوت و شادی می جوشد و دلهای سرشار از انتظار به استقبال تولد بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) به آسمانها چشم دوختند و دعا می کنندو شادند؛ من نیز شادم و دعا می کنم که حضرت فاطمه زهرا (س) قلب تمام مادران درد کشیده ی وطنم را و جهان را شاد بدارد .
مادرم !
نور چشمان تاریکم!
مادرم !
خوب من!
دستهایت را ، بوسه باران می کنم تا شاید خستگی سالها رنج را جبران کنم اما می دانم که نمی توانم . همیشه دستان گرمت را نگاه مهربانت را و قلب آرامت را، جاودانه می خواهم و تا ابد دوستت دارم ...
روزت مبارک!
دستهایت را برای همیشه به من بده ، دستهایم را برای همیشه به تو می سپارم ؛ زیرا دستهای تو آستان بزرگی ست در خیال من.
روز مادر هر روز برای مادران مبارک باشد.
باران
بیست و چهارم خرداد هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست: