۱۳۸۸ خرداد ۱۱, دوشنبه

سیمین بهبهانی و ...

سیمین بهبهانی و مسأله زن، در شعر و در نظر
"با نگاهی بر کتاب زندگی و شعر سیمین بهبهانی "
سیمین بهبهانی یکی از شاعران بلند آوازه ی ایران است . شاعری که از زن و از دنیایش در اشعار خود سخن فراوان گفته است. ذر شعرش، آنچه به زن و زندگی او مربوط می شده ، پرداخته و معنی بخشیده و در دنیای خاطره ها ماندگار نموده است. از محبت مادری ، از سختی یک دنیا تنهایی در اوج بی کسی ، از بی سامانی های اجتماعی و خلاصه از زن و مسأله ی بارها و بارها یاد کرده است. شعر را پناهگاهی در دوران سخت شکست هایش یافته و در آن خانه ساخته است. شعر مأوای تنهایی هایش بوده است و محفلی برای شب نشینی ها. اما آنچه او را در این عرصه می رنجاند تمایز شعر زن و مرد است . او بین شاعر زن و مرد تمایزی نمی بیند و هر دو را تنها شاعر می نامد خواه زن یا مرد:
" در دنیایی که زن و مرد مثل هم می توانند بیندیشند و تحصیل کنند، قاعدتان نباید تمایزی میان زن و مرد نویسنده و شاعر موجود باشد . من در هیچ موردی خود را مستحق تمایز نمی بینم و زن بودن را به منظور پوشش نقاط ضعف و علل رجحان دستاویز نمی کنم ."
سیمین در مصاحبه ی دیگری در سال 58 ، در باره ی شاعر زن می گوید:
من از یدک کشیدن لفظ زن به دنبال کلمه ی شاعر سخت بیزارم . یعنی چه؟ آدم یا شاعر هست یا نیست. اگر هست که مرد و زن بودنش نمی تواند در شخصیت او یا در وظایف و مسئولیت های او تأثیری بگذارد ، اگر هم نیست که به عنوان اینکه من زنم پس شعرم را بخوانید یا از نکات ضعف آن چشم بپوشید و آن را به زن بودنم ببخشید معنی ندارد."
بنابراین ، می توان دریافت درد سیمین تبعیض جنسیتی است که معیار سنجش اشعار شده است . در واقع شعر زن با معیارهای زنانه و شعر مرد با معیارهای مردانه دیده و سنجیده می شود . و سیمین می خواهد شعر یک شاعر خواه مرد یا زن با معیار های شعری سنجیده شود و عیب و نقص آن به زن بودن یا مرد بودن شاعر نسبت داده نشود( که از عیب شعر زن به خاطر زن بودن شاعرش چشم پوشید.) سیمین ترحم و دلسوزی که مانع پیشرفت زن می شود را نمی پسندد و می توان گفت که وی به گونه ای تساوی شعری میان زن و مرد قایل است وی نظر خود را درباره ی تساوی شعر زن و مرد در مصاحبه ای با دنیای سخن در سال 66 بدین گونه تکرار می کند:
" روشن است که بیان زن ، مادرانه و زنانه و دید او مهربان تر و احساسی تر است . با این همه ، این مسأله یک قاعده ی کلی نمی تواند بود. اما به روی هم من از این زنجیری که میان شاعر زن و مرد می کشند در رنجم . اگر واقعن شاعر است چرا باید زن بودن یا مرد بودنش امتیازی برای او شمرده شود؟ آیا اگر شعر زن ضعیف باشد، باید جنسییتش موجب مسامحه در این ضعف شود؟"
ادامه دارد...
باران
دوازدهم خرداد هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست: