۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

شمع ها را خاموش کنید!

شمع ها را خاموش کنید!
تاریکی بهتر است.
غرق در تاریکی هستیم و روزنه ای که نوری اندک و ملایم از آن به درون می تراود را نیز می بندیم تا مبادا اشعه ی کوچک و کم فروغش چشمان نابینایمان را بیازارد!
در عالم هپروت سیر می کنیم و از جهان و انسانهایش خود را تافته ی جدا بافته می دانیم و آنچه که ما را به عالم نورو برکت و آدم هایی از جنس دیگر پیوند می دهد، را گناه می انگاریم.
در دنیای امروز که هر انسان در طول روز با هزاران انسان دیگر ارتباط دارد، تبادل نظر می کند، از اخبارو حوادث آگاه می شود و مطالعه و تحقیق می کند ، ما خود را با انداختن هزاران کتاب در آب از قیدو بند آگاهی می رهانیم و خود را در زندان تعصب و غفلت راحت و آسوده احساس می کنیم. در جامعه ای که سالها جهل و جنگ را تجربه کرده و بی سوادی دامن گیر افراد آن است. کتاب تنها مأوا و پناهگاه برای خزیدن در بستر آگاهی و دانش اندوزی است که آن هم با لطف صاحبان قدرت به دست امواج خروشان آب سپرده می شود تا ماهیان از تاریخ و سرگذشت کشورمان آگاه شوند و بر مظلومیت انسانهایش بگریندو بر جهل انسانهایش دل بسوزانند.
اما چرا؟؟؟ تنها ماهیان دریا لیاقت دانستن حقیقت را دارند، نه انسانهایی که آن حقیقت را ساخته اند؟ آیا انسانهای این سرزمین حق دانستن و آگاه شدن را ندارند؟ در پیله ی ابریشمی خود جز تاریکی ندیده ایم و اطرافمان نیز حصار کشیده ایم تا مبادا کسی سراغمان بیاید اما باید حصارها را شکست و بیرون را نیز نظاره کرد... باید روشنی ها را دید و باور کرد... چشم ها را نمی شود تا ابد با تاریکی بست و نگذاشت تا روشنی ها را ببینند، زیرا در روشنایی هاست که حقیقت رنگ می گیرد و حاشایش غیر ممکن. و دریغ روشنایی یعنی دریغ حقیقت و دریغ این دو دریغ عزت و انسانیت و زندگی انسان است.
شمع ها را روشن کنید!
روشنایی زیباست.
باران
ششم خرداد هشتادو هشت.

هیچ نظری موجود نیست: