ترازوی سیاست
ترازو ، وسیله و معیار سنجش متشکل از دو کفه و نقطه ای برای نشان دادن سبکی و سنگینی کفه ها نسبت به هم . این روز ها که زندگی و سرنوشت و ایده ها و طرح های کاندیدان ریاست جمهوری نقل مجلس شده کار ترازوی سیاست هم دو چندان که چه عرض کنم چند چندان شده است . ترازوی سیاست باید بسنجد که کدام جناح با کدام حزب و گروه و قشرو طبقه و خلاصه آن چه هست و نیست سنگین تر و سبک ترند. و با کدام گروه و کدام فرد می شود راحتر کنار آمد زدو بند سیاسی داشت. در این میان انگشت شمارند آن عده که سیاست و بینش و آگاهی کاندیدان را با یکدیگر می سنجند، صداقتشان را با عوام فریبی ، اعتمادو رای ملت را با سوء تعبیر نقش قدرت درحکومت ، سازندگی و آبادانی را با جنگ و در گیری ، کشاورزی و صحتمندی را با قاچاق مواد مخدر و مرگ و میر بیماران ،
و خلاصه در صد امید به زندگی را در کودکان با حرص و طمع و پول و قدرت...
استادی در صنف مکتب از شاگردانش خواست تا در مورد رئیس جمهور دلخواهشان انشاء بنویسند و شاگردی نوشته بود:
" من رئیس جمهور آینده ام را دوست دارم فرقی نمی کند کی باشد و از کدام قوم و قبیله ی کشورم ، اگر او دستانش بوی زحمت را دهد،
چشمانش عطر محبت به کودکان گرسنه را داشته باشد، قلبش خانه ی یتیمان و فقیران باشد، نفس هایش شمارش آبادانی وطنمان باشد، احساسش وطن دوستی باشد، افکارش خدمت به مردم . دلش دریای صداقت و خیالش آسمان آبی و پاک خوشبختی مادران و پدران سرزمینش و مقصد قایقش به سمت یک زندگی آرام و صلحمند و پر سعادت برای تک تک کودکان کشورش ...
من آن رئیس جمهور را دوست دارم که ما را به سمت امنیت برد تا ما بتوانیم در صنف درس بخوانیم که سقفی داشته باشد و چوکی هایی که روی آن بنشینیم و کلکینش به سمت حویلی پر درخت و پرنده باز شود، بتوانیم علم بیاموزیم تا در آینده آرزو کنیم ما هم یک رئیس جمهور مانند او شویم .
این آرزوی بزرگی است...
یا نیست..."
خدایا !
کودکان سرزمینم چقدر رنج کشیده اند که حتی جرات آرزو کردن را هم ندارند . در ترازوی شما کفه کدام کاندید سنگین تر است؟
کدام یک می تواند آرزوها کوچک به بزرگی یک دنیای نو را برآورده کند؟
آرزو های کودکانه اما پاک کودکان را...
باران.
بیست و نهم اردیبهشت هشتاد وهشت .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر