۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

زیباست در باران ...

باران ...
سالها قبل وقتی باران می بارید ، می دویدم به هر سو ، به درختها می خوردم، تر می شدم ، شبنم گل ها را می نوشیدم، با برگهای تاک بازی می کردم، و با خود می خواندم:
"زیباست در باران تازه شدن ها
رقص گل ها در آغوش چمن ها
می رسد پیغام آسمانی
زندگانی زیباست ، زندگانی"
و امروز هم که تولدی دیگر از باران است باز هم دلم می خواهد همان شعر را زمزمه کنم ، اما باران با هزاران نعمتی که با خود دارد ممکن است خشمگین شود و سیل ، آ ن وقت می خروشد و دیگر باران نیست سیل است ، سیلی ویران گر.
خدایا!
باران مرا همیشه با لطافت و زیبایی و برکت بر بندگانت بباران!
خدایا!
زندگانی ما را با باران بهاریت زیبا تر بگردان!
خدایا!
به برکت بارانت قسم روزگارمان را شاد بگردان!
و آینده بندگانت را در این سرزمین نورانی...
باران
2/2/88، کابل در یک صبح بهاری بارانی زیبا

هیچ نظری موجود نیست: