۱۳۸۸ فروردین ۲۱, جمعه

زن افغان می تواند!

زن افغان می تواند!
قلبهایمان می تپید و نفس ها به شماره افتاده بود... گویا لحظه رسیدن مرگ و زندگی ایست... تصویرها پییش و پس ، از جلو چشمانمان می گذرند... تندو تیز و گاهی آرم...
به سرعت برق یا تا ابد طولانی...
لحظات سختی است ... اما خدا خواست تا خیلی زود به پایان رسد...
نتایج اعلام شد و باور کردنی نبود ... دنیا را به ما دادند لحظه گفتن مقام اول...
مقام اول را افغانستان گرفت ، دختران افغان ...
آه! شورو هیجان مارا در بر گرفته بود و لبخند در آغوش ... دنیا یک دم روشنایی بود ... زیبایی... کوچه های تنگ وتاریک کشورمان نور باران بود ، وصف نا پذیر. بر لب هر پدرو مادر افغان رضایت موج می زد و زنان با افتخار سر بلند کردند ...آری زن افغان می تواند!
در بین 36 کشور جهان دختران افغان مقام اول را بدست آوردند و یک بار دیگر نام افغانستان را افتخار بخشیدندو در جهان ، سر بلند و و رو سفید. مابه این استعداد های درخشان کشورمان می بالیم !
ما سخن جبران خلیل جبران را به اثبات رساندیم که می گوید:
"شما با کاری که از خود ارائه می دهید، در حقیقت تصویری از خود می کشید ."
و ما تصویری به بلندی کوههای سر به فلک کشیده افغانستان، به شکوهمندی دشت های فراخش، به زیبایی زحمت مادرانش ، به عظمت نگاههای گرم و بی دریغ کودکانش و به وسعت آسمانها ی بیکران و افق های بی نهایتش ، رسم کردیم. به جهان نشان دادیم با سختی پیروز شدن هنر است نه در اوج آسایش!
{آینده اتفاق نمی افتد، بلکه ساخته می شود
زندگی کرم ابریشم نشان می دهد که رشد کردن و تبدیل شدن به آنچه واقعن هستید، شهامت می طلبد. }
از کتاب شانه های غول
باران

هیچ نظری موجود نیست: